فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٢٥ - مسلك تضايف و كلام صاحب اسفار
بايشان اشراب و اعطاء شده است، البتّه چنانچه گفتيم نحوه استدلال و اساس
برهان بر اين مبنى بين قائلين باين مذهب متفاوت است.
مبناى استدلال فرفوريوس مسئله اتّحاد مادّه و صورت است كه از
اسكندر نقل شده و مجمل آن اينست كه تنافى و تأبى هميشه بين اشياء فعليّه
است و هرگز ممكن نيست دو شيئ فعلى با هم اتّحاد پيدا كنند لذا صورت نوعيّه
آب آبى است از هوا، امّا هيولى (مادّه) چون در مرحله قوّه مىباشد ابائى از اتّحاد
با صورت ندارد البتّه اين تقرير اتّحاد در جسمانيّات است با توجّه باين بيان در
عقليّات هيولاى عقلى كه همان نفس باشد بلحاظ شدّت لطافت و كمال رقّت و
تجرّدش با صور قابل اتّحاد بوده و ادنى اباء و تنافرى از آن ندارد.
مسلك تضايف و كلام صاحب اسفار
صدر المتألّهين براى اثبات اين مذهب از طريق تضايف وارد شده و ما
اجمالى از كلام ايشان را كه دخيل در فهم مطلب كتاب است نقل مىكنيم:
صورت اشياء بر دو قسم است:
١- صورت مادّيّه كه قوام آن بمادّه و وضع و مكان وغير آن است كه
البتّه اين صورت با حفظ وجود مادّيش ممكن نيست بالفعل معقول واقع شود.
٢- صورتيكه از مادّه و وضع و مكان و امثال آن مجرّد باشد و آن نيز دو
قسم است:
١- مجرّد تامّ كه اينقسم بالفعل صورت معقوله است.
٢- مجرّد ناقص كه از آن بصورت متخيّله يا محسوس بالفعل تعبير
مىكنند.
سپس بعد از تمهيد اين مقدّمه چنين مىگويد:
وجود صورت معقوله بالفعل فى نفسها با وجودش عند العاقل (نفس)